يحيى دولت آبادى

104

حيات يحيى ( فارسى )

وارد شده ديدن اوضاع خانه و احوال خانواده بر ملالتهاى باطنيم افزوده بشكرانهء سلامت همه ميكوشم گذشته‌ها را فراموش نمائيم تصور ميكنيد پس از ورود من بتهران براى اداى قروضى كه خانواده‌ام را احاطه كرده است و هم براى معاش يوميه كه خانواده‌ام بهبود آن را انتظار دارند دولت وقت مساعدت كرده قصور اسلاف خود را جبران مينمايد خير وقايع جارى بطلان اين تصور را هم ثابت مينمايد سابقهء من با رئيس اين دولت يعنى ميرزا حسن خان وثوق الدوله عادى بوده است . از آغاز مشروطيت ايران كه باهم آشنا شده‌ايم در دو خط مختلف حركت مينموده‌ايم و من سياست او را پسند نميكرده‌ام به اين سبب هيچوقت آميزش قابل اعتنائى باهم نداشته‌ايم در اينوقت كه در شمار مهاجرين بوده‌ام و از آلمان ميآيم و آلمان و متحدينش در جنگ مغلوب شده‌اند هرقدر هم كه من بيطرف باشم اقتضا نميكند كه وثوق الدوله و دوستان خارجى او مرا از خودشان بدانند يا همان كه هستم بشناسند . چيزى كه هست اين است كه رئيس الوزراء هنوز كارش محكم نيست و با مقاصدى كه دارد مخصوصا در سياست خارجى مملكت ميخواهد اشخاصى را كه وجههء ملى دارند به خود جلب نمايد در اين صورت اگر بداند نگارنده با او اگر موافقت نكنم مخالفت هم نخواهم كرد شايد از مختصر همراهى با من دريغ ننمايد . از طرف ديگر انگليسيان هم كه ميخواهند اساس آيندهء خود را در ايران محكم نمايند از اينكه اشخاص ملى را با خود همراه كنند دريغ نخواهند كرد و مخصوصا ميخواهند اشخاصى را كه بر ضد سياست مشترك روس و انگليس از ايران هجرت كرده‌اند تا يك اندازه جلب قلب كرده باشند . اين ملاحظات سبب مىشود كه وثوق الدوله در چند روز اول ورود من به ظاهر مهربانى مىكند من هم از همراهى كردن با او دريغ نميكنم تا آنجا كه باصول اساسى من ضرر نرساند ولى به زودى هم من از او مأيوس ميشوم و هم او از من . شرح مطلب آنكه يكى از كاركنان رئيس دولت نزد نگارنده آمده از افكار من در موافقت يا مخالفت با دولت حاضر پرسش مينمايد و در ضمن وعده‌ها و نويدها